در نشست مدیریت فرهنگی کورش بیان شد:شهریار نیک ، پدری نیک برای رعیت است
آذر ۸م, ۱۳۹۰ | نوشتهشده به دست در سخنرانیپایگاه خبری ایران بزرگ-گروه فرهنگ و هنر- “بارها شده است که دوستان من ، و خود من در موارد خاصی به ابن مطلب پی برده ایم که یک شهریار نیک ، پدری نیک برای رعیت است.پدران کوشش می کنند که فرزندانشان از هیچ فضیلتی محروم نمانند.” این سخن نقل قولی بود از کریزانتاس پارسی که در کورش نامهی گزنفون دربارهی کورش آورده شده است و یزدان صفایی ، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران باستان سخنانش را در نشست “مدیریت فرهنگی کورش” با آن آغاز کرد.

در این نشست که در سرای محلهی خاقانی برگزار شد، صفایی پرسشهای مهمی چون آیا کورش توانسته بود مدیریتی سیستماتیک برای رفع نیازهای فرهنگی مردم امپراتوری خود فراهم کند؟ در چه زمانی این اقدامات را انجام داد؟ اصولاً نیازهای فرهنگی مردم سدهی شش پیش از میلاد چه بوده است؟ مطرح کرد و گفت: «برای بررسی مدیریت فرهنگی کورش باید به آنها پاسخ داد.»
او پس طرح این پرسشها سخنانش را این گونه ادامه داد: “بدون شک مردم آن دوره، چون امروزیان نیازهایی داشتهاند. از مطالعهی اسناد و مدارک مربوط به ملتهای مجاور ایرانیان –به ویژه بابلیان- متوجه خواهیم شد که یکی از مهمترینها و شاید مهمترین خواست و نیاز ایشان توجه حکومت و احترام آنان به دین و باورهای مردمی بوده است. از مطالعهی رویدادنامهی نبونید –که سندی بابلی است- متوجه میشویم که شاه بابل، پیش از حملهی کورش، مدت ۹ یا ۱۰ سال دور از پایتخت بوده است. و در مراسم سال نوی بابلی که برای بابلیان بسیار پراهمیت بوده و رنگ و بوی مذهبی نیز داشته، شرکت نکرده است. هم چنین استوانهی کورش از بیاحترامی نبونید نسبت به مردم شهرش و در نتیجه شکایتهای مردم بابل از نبونید، سخن گفته است.
بنابراین متوجه میشویم که توجه حکومت و حاکم به دین و ارزشهای دینی مردم، در درازنای تاریخ، چه تأثیر قابل توجهای در نظر مردم نسبت به شخص شاه داشته است.
در ادامه، در مقام مقایسه، رفتار کورش با دین مردم بابل بسیار جالب توجه است. در استوانه از زبان کورش آمده است که: «مردوک، خدای بزرگ، قلبهای شریف اهالی بابل را به سوی من متمایل کرد، هنگامی که هر روز در پرستش او کوشش نمودم.»
میبینیم که احترام به دین ملت مغلوب تا حدی برجسته بوده است که کورش از کوشش خود در رواج پرستش مردوک سخن گفته است. همچین اقدامی از دیدِ مردم دین گرای بابل دور نمیمانده است. طبق استوانه، ایشان از سلطنت کورش شادمان شدند.
البته نیازهای مردمی تنها در دین و مذهب خلاصه نمیشود. مردم باستانی نیز مثل ما نیازهای دیگری مثل عمران و آبادسازی و امنیت دارند. در باب نیازهای عمرانی، کورش از توجه به این نیازها و بازسازی خانههای فروریختهی بابلیان سخن گفته است. هم چنین بنای باروی «ایمگور انلیل» را استوار گردانید که بیشک تأثیر قابل مشاهدهای در برقراری امنیت درون شهر از تجاوزهایگاه و بیگاه، گذاشته است. هم چنین دیوار ناتمام کنار خندق شهر را که شاهان پیشین در اتماماش موفق نشده بودند، به پایان رسانید و دروازهای بزرگ و وسیع برای بابل تأسیس کرد.
البته اقدامهای کورش تنها محدود به بابل نبود بلکه در دیگر بخشها و ایالات نیز اقدامات مشابهای صورت میگرفت.
در باب رفع نیازهای مردم مرتبط به امور مالی، توجه ویژهی کورش به وضع گنجینههای سارد و جلوگیری از غارت آن قابل توجه است. پس از گشوده شدن سارد که پایتخت کشور لودیه بود، رفاه مالی مردم لودیه در وضعی مساعدتر از گذشته قرار گرفت. تا جایی که لودیهایها تا مدتها از مرفهترین مردم مناطق آناتولی به شمار میآمدند. این موضوع با بهره گیری از گنجینههای کرزوس- شاه سابق لودیه- ممکن شد.
کورش اهتمام ویژهای به ادارهی امور مملکت داشت تا جایی که به گزارش گزنفون آن قدر در این کار مستغرق میشد که دیگر مجال و فرصتی برای او باقی نمیماند. بنابراین به فکر افتاد همان نظمی که در سپاه رعایت میشد در ادارهی امور مملکت نیز به کار ببرد. بدین معنی که در هر لشگر جوخهها تحت امر سرجوخه، رسدها تحت فرمان رسدبان، هنگها ولشگرها تحت فرمان فرماندهان خود، و هر دسته از فرماندهان تحت امر یک سردار اداره میشد و سرداران و سرکردگان بزرگ نیز از شخص کورش دستور میگرفتند و امور واحدهای خود را بر طبق آن اداره میکردند. همین روش در کار مملکت نیز به کار میرفت به طوری که هر رشته از امور به یک نفر سرکردهی بزرگ سپرده شد و همان چند نفر سران بودند که با کورش به کنکاش میپرداختند و کلیات امور را در نظر او رتق و فتق میکردند. پس از برقرار کردن این سلسله انتظامها، دوستان و یاران خود را ترغیب مینمودند که در ادارهی کارها مراقبت کنند.
کورش دقت خاصی داشت که رؤسای هر یک از رشته امورهای کشور از تربیت مناسبی در دوران کودکی بهره برده باشند و اصطلاحاً صاحب سجایا بوده باشندو در صورت قصور، ایشان مورد مؤاخذه قرار میگرفتند و در صورت لزوم مجازات میشدند.
کار تأمین امنیت که یکی از مهمترین نیازهای جامعه است تا جایی برای کورش اهمیت داشت که جان خود را در این راه گذاشت. امروزه توافق عمومی بر این است که جنگ کورش با ماساگتها که قبیلهای بیابان گرد از سکاها بودهاند، به منظور رفع تجاوزها و مزاحمتهای ایشان برای مردم شرقی امپراتوری بوده است.
زمانِ رسیدگی به امور فرهنگی-اجتماعی را بیشک میباید در فواصل میان جنگهای کورش جستوجو کرد. بزرگترین کشورگشایی او فتح بابل بود. کورش پس از این پیروزی تا نبرد با ماساگتها ۹ سال زمان داشته است. هرچند که اطلاعات ما دربارهی آنچه در این ۹ سال انجام داده؛ اندک است اما قطعاً عمدهی فعالیتهای کشورداری او در همین سالها انجام شده است. چراکه تا پیش از این، زمینه چینی برای نبردهایاش بیشتر وقت او را میگرفته است. اما پس از فتح بابل، وقتِ او آزاد گشته و میتوانسته است بر فعالیتهای عمرانی و سازماندهی قواعد حاکم بر شاهنشاهیاش تمرکز کند. از جمله فعالیتهای عمرانی مشهور او ساختن شهری در دشت مرغاب در استان فارس و در نزدیکی شیراز امروزی بوده است. پردیس یا باغ این شهر شهرتی عالم گیر داشته است. کورش نیز خود شخصاً بر فعالیتهای عمرانی علاقه داشته است. تا جایی که کتیبهی حران اذعان دارد که کورش به هنگام مرمت شهر بابل، خودش شخصاً بیل و وسایل خشت زنی در دست گرفته و در تکمیل دیوار بابل یاری رسانی کرده است.
فعالیت عمدهی دیگر کورش، رسیدگی به اوضاع کشاورزی بوده است. تأسیسات عظیمی از آبراههها و سدها و آببندهای گوناگون در قلمرو هخامنشی ایجاد شد. قناتهای بزرگ در بخشهای شمال شرقیِ امپراتوری تکمیل شد. آبراهههای زیاد در نزدیکی دجله و فرات و رساندن آب به زمینهای کشاورزی بر رونق این عنصر حیاتی افزود.
قانونگذاری و سازماندهی جمعیت زیادی از مردم که در دولت هخامنشی میزیستهاند کار چندان آسانی نبوده است. این جمعیت انبوه از زبانها و فرهنگها و دینهای متفاوتی بهره میبردهاند. این مهم با ارزش قائل شدن به فرهنگهای اقوام و آداب و سنن آنان عملی میشد.
اقدام مهم دیگر کورش در برطرف کردن نیازهای مردمی، امن کردن راهها بود. این مهم، بدون شکل گیری یک ارتش منظم و با برنامه محقق نخواهد شد. سازماندهی ارتش نخبهی هخامنشی با مهارت زیادی انجام شد و بیشک، شخص کورش نقش کلیدی در سازماندهی آن داشت.
از هرودوت میدانیم که مردم امپراتوری هخامنشی که جمعیت زیادی داشتهاند و در گسترهای پهناور میزیستهاند، تا مدتها پس از کورش هرگاه قصد یاد کردن از او را داشتهاند، از او به نیکی یاد کرده و کورش را پدر خود میدانستهاند. از این نکته درخواهیم یافت که نیازهای فرهنگی مردم در زمان او به خوبی مرتفع شده و این قطعاً ناشی از مدیریت خوب کورش در امور فرهنگی بوده است .”
http://iranebozorg.com/229/%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%8C-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/
نوشته های هم سو
شما میتوانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.
