درآمدی بر زبان آذری

خرداد ۹م, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست یزدان صفایی در زبان و ادبیات

نویسنده: یزدان صفایی

در این مقاله کوشیده شده است تا دیدی همه گیر از زبان آذری، که از زبانهای ایرانی به شمار می آید؛ به دست دهیم. درباره زبانهای ایرانی، پیشتر در شمارگان آبانگان(سال ۸۸) و بهمنگان(سال ۸۸) و اسفندگان(سال ۸۸) ماهنامه الکترونیکی امردادنامه سخن گفته ایم. در این باره بایسته است توضیح دهیم که منظور از زبان آذری، زبان ترکی که امروزه در آذربایجان بدان گفتگو میشود، نیست.زبان آذری به زبانی گفته میشود که پیش از درونشد زبان ترکی به آذربایجان و پیرامونش، در آن ناحیه گفتگو میشده است و هنوز هم آثاری از آن در چند روستا دیده میشود.در این گفتار، نخست به سرگذشت زبان آذری و سپس به خود آن میپردازیم و نمونه ها و مدارکی برای اثبات ایرانی بودن این زبان، نشان میدهیم و در پایان به بررسی حضور زبان فارسی در آذربایجان میپردازیم.

سرگذشت زبان آذربایجان

با توجه به موقعبت جغرافیای آذربایجان، بسی روشن است که زبان باستانی آن تاثیر پذیرفته از زبان مادی باشد. این موضوع از نوشته های استرابون۱ آشکار میشود که در آنها آذربایجان را ماد کوچک نامیده است. در نتیجه زبان باستانی آذربایجان، مادی و یا گویشی از آن بوده است. درباره ی زبان مادی آذربایجان، میدانیم که بسیار به پارسی باستان نزدیک بوده و به گفته ی استرابون قوم پارس و ماد دارای زبانهایی بسیار نزدیک به یکدیگر بوده تا جاییکه زبان همیدگر را بدون نیاز به مترجم میفهمیده اند. نزدیکی مادی آذربایجانی با پارسی، در دوره میانه نیز ادامه داشته و با پهلوی همزیستی کرده است تا جاییکه بیشتر پژوهشگران، زبان آذربایجان را زبان پهلوی دانسته اند.
با توجه به آنچه گفته شد میتوان زبان مادی آمیخته با پارسی باستان و زبان پهلوی را نخستین ریشه های زبان آذربایجان دانست.

آذری

اصطلاح آذری نخستین بار در سده چهارم هجری در کتاب “التنبیه و الشراف” مسعودی برای زبان مردم آذربایجان به کار رفته است و پس از این است که این نام، در تاریخ، جایگاه خود را به عنوان زبان آذربایجان نگاه داشته است .
در کتاب “گویش آذری” میخوانیم که :« گویش آذری تا سالهای انجامین سده ی دهم و باشد که تا نیمه ی سده ی یازدهم هجری قمری، در آذربایجان دوام آورد؛ از گویش آذری نمونه هایی از نظم و نثر و تکواژه باقی مانده است»۲
«آذری گویش پیشین مردم آذرابادگان است که هنوز به گونه هایی از آن در برخی از آبادیهای آن استان سخن گفته میشود.این گویش در دسته بندی زبانها و گویشهای ایرانی از دسته ی باختری شمرده میشود و در این دسته از گروه شمالی است.گونه های زنده ی این گویش اینک تاتی نامیده میشود. پس از آنکه شادروان احمد کسروی تبریزی این گویش را در دفترچه ای با عنوان آذری یا زبان باستان آذربایگان در سال ۱۳۰۴ خورشیدی بازشناسانید گروهی از دانشمندان به گردآوری آگاهی های پراکنده ای که از آن در نوشته های گوناگون آمده است و همچنین به گردآوری و بررسی گونه های بازمانده ی آن پرداختند. با این کوششها، آذری کهن و امروزی تا اندازه ای شناخته شده است.»۳

در زیر نمونه هایی از واژه های آذری می آوریم و با برابر پهلوی آنها، میسنجیم:

آذری                                              پهلوی

آرموت،امرود                                      امروت
انایین(ناجور)                                      از ریشه اناینیه
انروک(ناتوانی)                                   انروک
انمن(سرکش،بی فکر)                         از ریشه اوستایی “من” به چم اندیشه و منش با پیشوند “ان”برای نفی
انه براز(نا برازنده)                                از ریشه اوستایی “براز” و “ان” منفی ساز
انه شست(ناشسته)                          انه شست
اهرمن                                             اهریمن
بور(سرخ)                                         از ریشه اوستایی بَوَر
پیر(پدر)                                           پیتَر
چکوج(چکش)                                   چکوچ
چیش(ادرار)                                     چَمیش
دو(دیو)                                           دئو
دول(سطل برای کشیدن آب چاه)           دول
وردنه(نورد خمیرگیری)                         ورتناک

نمونه هایی دیگر از آذری

آذری بیش از آنکه زبان نوشتار باشد زبان گفتار بوده است،از این رو کمتر نوشته ای از این زبان، بازمانده است. با این وجود احمد کسروی نشانه هایی از این زبان را یافته است که در زیر به آنها اشاره میکنیم:

۱)حمدالله مستوفی جمله ای را از اهل تبریز نقل میکند بدین سان که : «انگور خلوقی بچه در سبد اندرین»۴ که آن را «انگور خلوقی است در سبد دریده»۵ ترجمه کرده است.
کسروی “بچه” را نادرستی ناشی از رونویسی میداند و درست آن را واژه “بی” میداند که به چم “است” میباشد و همچنین “در” را کوتاه شده “دریده” و صفت واژه “سبد” میشناساند و “اندرین” را دیگر شده ی “اندرون” میداند.

۲)ابن بزاز در صفوه الصفا در میان داستانی چنین مینویسد: «شیخ قدس سره فرمود به زبان اردبیلی کار بمانده کار تمام بری ،یعنی ای خانه آبادان کار تمام بود اما تنبیه مرشد وامانده بود.»۶
کسروی، “بری” را رویه آذری “بودی” میداند چراکه بر این باور است که در آذری واج “د” به “ر” دگردیس میشده است و از این رو احتمال میدهد “کار” در این جمله همان “کد” یا “کت” باشد که در فارسی به چم خانه است.

۳)چنانچه در بالا اشاره شد، “د” در آذری به “ر” تبدیل میشده است،کسروی نمونه ای از دگردیسی “ت” به “ر” نیز یافته است. او عبارت “حریفرژاته” را به نقل از ابن بزاز۷ نشان میدهد که در آن واژه ی  “حریفت” به “حریفر” دگردیس شده است. البته “ت” و “د” ، واجگاه زبانی یکسانی دارند و هیچ دور نیست که “ت” نیز به پیروی از “د” به “ر” دگردیس شده باشد.”ژاته” نیز به چم آمدن است و نزدیکی اندکی با “هاتن” در کردی دارد که به همین چم است.

۴)چند نمونه دیگر از دوبیتی ها وجود دارد به ویژه دوبیتی های شیخ صفی که در اینجا برای پیرهیز از به درازا کشیدن سخن به ذکر رباعی ها نمیپردازیم۸

دگردیسی واکها

در این بخش به دگردیسی که برای واکها در زبان آذری روی میداده است اشاره میکنیم.

۱٫دگردیسی “د” به “ر”: از نمونه های آن میتوان به آمریم(آمدیم)، شرم(شدم)،بور(بود)، نوریریم(نوردیدم)،  بوپارسر(بپرسد) و .. اشاره کرد.

۲٫دگردیسی “ت” به “ر” : حریفر(حریفت)، دلر(دلت)، روحر(روحت) و..

۳)دگردیسی “چ” به “ج” :این دگردیسی بیشتر در آغاز واژه ها روی میداده است مانند: بوجینم (بچینم)، جش (چشم)

۴٫دگردیسی “س” به “چ” : بیشتر در آغاز واژه ها روی میداده است چنان که امروزه در زبان آذری ها به جای “سریش”، چریش میگویند.

۵٫دگردیسی “ب” به “م”: مانند ماهانا(بهانه)، میسشه(بیشه)، مشگین(بشگین)

۶٫دگردیسی “پ” به “ب” :در زبان کنونی به جای “پس”، “بس” گفته میشود و حتا این دگردیسی در نام خود استان دیده میشود که آتورپادگان به آذربایگان تبدیل شده است.

۷دگردیسی “د” به “ز” : مانند زانیر که به جای دانر آمده است.
البته این دگردیسی ها، معمولاً در زبان ارمنی نیز یافت میشود و از آن جا که ارمنی نیز پیوند بسیاری با زبانهای ایرانی دارد بار دیگر میتوان پی به ریشه ایرانی زبان آذری برد.

فارسی در آذربایجان

زبان فارسی نیز در گذر زمان در آذربایجان رواج داشته است که در اینجا به چند نمونه از مدارک و سندهای آن اشاره میکنیم:

۱)نخستین آگاهی تاریخ که از پیشینه زبان فارسی در آذربایجان پس از یورش تازیان، در دست داریم مربوط به کتاب “تاریخ الامم و الملوک” نوشته ی طبری است. در این کتاب این چنین آمده است که « محمد بن البعیث از رجال دوره ی عباسی حکومت مراغه را در زمان معتصم(۲۱۸ تا ۲۲۷ هجری) و پسرش متوکل(۲۳۲ تا ۲۴۷ هجری) داشت. وی در سال ۲۳۵ هجری سر به طغیان نهاد و مورد غضب خلیفه قرار گرفت و به زندان افتاد. وی مردی شجاع و ادیب بود. آثار شعری فارسی وی زبانزد مردم بوده و جماعتی از بزرگان مراغه اشعار فارسی وی را میخواندند و از ادب و شجاعت وی یاد میکردند که راوی به طبری مورخ نقل کرده است.»۹
در اینجا آشکار میشود که در مراغه “مردم و همچنین بزرگان” فارسی را میدانستند.

۲)سند دوم از کتاب “فتوح البلدان ” بلاذری است که در سال ۲۵۵ هجری نوشته شده است. در این کتاب در جایی که سخن از زبان مردم آذربایجان آمده،چنین نوشته شده است:«فتتبع الاشمث بن قیس حاناً حاناً والحان الحائر فی کلام اهل آذربیجان ففتحها»۱۰ که از آن دریافت میشود که زبان مردم آذربایجان پهلوی یا فارسی نوین بوده است.

۳)در کتاب “صوره الارض” نوشته ی ابوالقاسم محمد بن علی بغدادی گفته شده که «زبان رایج مردم آذربایجان و بیشتر مردم ارمنستان، فارسی است و زبان عربی نیز در میان آنان به کار میرود و کمتر کسی از آنان هست که به فارسی سخن گوید و عربی نداند»۱۱

۴)استخری نیز در کتاب” مسالک و ممالک” چنین آورده است: «زبان آذریاجان و ارمنستان و اران، فارسی و عربی است.»۱۲

۵) ابن ندیم در کتاب “الفهرست” آورده که ” واقد بن عمرو تمیمی” که “اخبار بابک” را گردآوری میکرده است در دیدار با “جاویدان پسر شهرک” که استاد بابک بوده چنین نوشته است: « نخستین بار که با وی برخورد کردم او را جوانی فرزانه و هوشیار یافتم و دیدم با آنکه زبانش میگیرد زبان فارسی را خوب حرف میزند.»۱۳

۶)در مدرکی آشکار در کتاب “مسالک و ممالک” نوشته ی ابن خردادبه (درگشت در سال ۳۰۰ هجری) چنین آمده است:«مزدم جبال و آذربایجان و ری و همدان و ماهین و طبرستان و دماوند و ماسبذان و مهرجانقذف و حلوان و قومس، ایرانی و فارسی زبان هستند.»۱۴

با توجه به اینها و مدارک فراوان دیگری که وجود دارد، آشکار میشود که در گذشته، زبان فارسی در آذربایجان رایج بوده است و مردم به آن سخن میگفته و می شنیده اند.

پی نوشتها
۱٫جغرافی دان و تاریخ نویس-۶۳ پیش از میلاد تا ۱۹ میلادی
۲٫پژوهشی از رحیم رضازاده ملک،رویه ۱۴
۳٫ دکتر صادق کیا؛آذریگان-آگاهی هایی درباره گویش آذری-،رویه ۶، سال ۱۳۵۴ خورشیدی
۴٫مقاله سوم نزهت القلوب،چاپ گیب، رویه ۸۵
۵٫همان
۶٫صفوه الصفا چاپی،رویه ۲۵
۷٫همان،رویه ۱۰۷
۸٫ برای آگاهی بیشتر، بنگرید به آذری یا زبان باستان آذربایجان،احمد کسروی
۹٫به نقل از حسینقلی کاتبی،زبانهای باستانی آذربایجان،رویه ۳۷
۱۰٫همان،رویه ۳۸
۱۱٫اصل عربی این سخن در رویه ۳۲۸ کتاب صوره الارض
۱۲٫اصل عربی در رویه ۱۵۵ کتاب مسالک و ممالک
۱۳٫به نقل از حسینقلی کاتبی،زبانهای باستانی آذربایجان؛رویه ۳۸
۱۴٫همان،رویه ۳۹

بن مایه ها:
۱)احمد کسروی،مجموعه زبان پاک-آذری زبان باستان-نام شهرها و دیه های ایران،انتشارات فردوس
۲)دکتر حسنقلی کاتبی،زبانهای باستانی آذربایجان،انتشارات پاژنگ
۳)گردآوری ایرج افشار از نوشته های دانشمندان زبان شناس،زبان فارسی در آذربایجان،انتشارات موقوفات.

———————-

گفتارهای دیگر:

زبان‌های ایرانی نو

زبان‌های ایرانی میانه

زبان‌های ایرانی باستان

نوشته های هم سو

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۴ پاسخ

  • من تورکم says:

    من تورکم و زبانم تورکی آذربایجانی است.

    [پاسخ]

  • اورینب says:

    تاجیکها هم فارسی حرف میزنند آیا فارسند؟ افغانها هم فارسی حرف میزنند آیا فارسند؟ خراسانیها هیج شباهتی بین خود و دیگر فارسی زبانان نمیبینند اما فارسی زبانند! در ازبکستان بسیاری فارسی زبان داریم که اصلا فارس نیستند!
    فارسی زبان فراگیر پهنه ایرانزمین بوده است و ویژه قوم خاصی نیست و نبوده! شاه اسماعیل صفوی غزل به کدام زبان میگفته؟ از ناصرالدیشاه قاجار است: شیخ اگر خم شکند عرضه بدارید بما …
    دلیل عمده این همه گیری یا رواج یا شکوفایی ادبی در درجه اول در خود زبان پارسی است و آن اختصار، خوشآوایی، سادگی دستور و توان پیشرفت آن است. مارکس در نامه به انگلس در گزارش تحقیقات خاورمیانه خود از فراگیری عربی وامیماند اما با شور و شوق از آسانی پارسی میگوید که “به بازی کودکان میماند”

    [پاسخ]

  • یزدان صفایی says:

    آیدین گرامی

    نژاد تعریف خود را دارد. ترک تعریف خود را دارد. هر چند که این مقاله، مربوط به نژاد نبود اما به شما پیشنهاد میکنم که در این باره کمی به مطالعات خود بیافزایید

    [پاسخ]

  • ایدین says:

    ما نژاد ترکیم نه آذری .
    انگار به اصفهانی بگن تو فارس نیستی اصفهانی هستی
    به شیرازی بگن تو فارس نیستی شیرازی هستی

    [پاسخ]



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>